تولد ایران
پس از استقرار مغولان در ايران و پايتختي تبريز توجه آنان به سلطانيه جلب شد و اين ناحيه به عنوان مرغزار براي سلاطين مغول مورد استفاده قرار گرفت. به استناد متون تاريخي پس از مرگ ارغون ـ پدر اولجايتوـ منطقه سلطانيه در شمار يكي از اردوگاههاي مهم سرداران مغول درآمد. احتمالاٌ دفن خان مغول در كوههاي سُجاس واقع در جنوب شرقي اين ناحيه در اين انتخاب بيتآثير نبوده است، زيرا احتمال داشت اين منطقه مورد علاقه و احترام مغولان ـ كه اعتقادات پرستش اجداد در باورهايشان بود ـ قرار گيرد. علاقه ارغون به منطقه سرسبز و خرم سلطانيه و موقعيت ويژه آن كه بر سر شاهراه حياتي جاده ابريشم قرار داشت، انگيزه ي ساخت بناهاي عظيم معماري و شهرسازي را در اولجايتو زنده كرد و او پس از ايجاد شهري عظيم در سال 704 هجري قمري گنبدي با شكوه را پي ريزي كرد كه پس از گذشت 700 سال در آسمان نيلگون اين سرزمين پهناور مي درخشد و با گذشت قرنها پس از كليساي جامع مريم مقدس در فلورانس ومسجد اياصوفيه در استانبول ،سومين بناي گنبدي بزرگ و با شكوه در جهان است. اولجايتو پس از طرح شهر براي ساخت آرامگاه خود، هنرمندان، معماران و صنعتگران را از هر سو به سلطانيه آورد تا يكي از شاهكارهاي عظيم معماري و هنري دنيا را بنا كنند. اساس بناي گنبد سلطانيه در زمان غازان خان پسر آباقا و نوه هولاكو گذاشته شد. پس از مرگ غازان، اولجايتو به وصيت پدر عمل كرد و تصميم گرفت بنا را تكميل كند، براي همين سلطانيه را به عنوان پايتخت انتخاب كرد و وسعت آن را از 12000 گام به 30000 گام افزايش داد. در اين ميان با استفاده از نبوغ هنرمندان نخبه آن روزگار و فراخواني آنها به منطقه سلطانيه كار ساخت گنبد را آغاز كرد. اولجايتو نقشه گنبد را هشت وجهي نهاد و با تآثير پذيري از مقبره سلطان سنجر در مرو و نيز بناي مقبره غازان خان و با استفاده از مهارت و ذوق و استعداد هنرمندان چيره دست چنان اثري پديدار شد كه تا آن زمان نظيرش در عالم نبود. به استناد متون تاریخی در شهر سلطانیه ارگی وجود داشته که بنای گنبد سلطانیه در سمت جنوب غربی آن برپا شده است. زیبایی، عظمت و آوازه بنای باشکوه سلطانیه ،سیاحان و جهانگردان زیادی را بدين سو کشانده است و هر یک از آنان ، بنا را به نوعی تفسیر کرده اند. برخی از اين جهانگردان بنا را مسجد و گروهی دیگر دژ و بعضی کلیسا و آرامگاه خدابنده ناميده اند که به دستور وی ساخته شده است. ساختمان گنبد سلطانیه بر روی یک نقشه هشت ضلعی بنا شده است که طول هر ضلع آن 17 متر و فاصله میان وجوه خارجی آن 42 متر و ضخامت بنا حدود 40/7 متر است. این بنا متشکل از: گنبد، مناره، تربت خانه و سردابه است. طریقه تقسیمات در معماری داخلی و تئوری فضاهای این بنا تقارن بر گرد یک محور است که امتداد آن ما را متوجه مکه می كند. گنبد عظیم آرامگاه اولجایتو با ویژگی دو پوشه بودن خود از نوع گنبدهای شبدری یا چیدری با مقطع تخم مرغی شکل است. قوس این گنبد با دور بسیار تند و کشیده بنا شده و به لحاظ نوع و شكل دهانه ارتفاع و چگونگی بناي ساختمان در ایران بی نظیر است. اجرای گنبد بر روی نقشه مربع به کمک شکنج ( فیلپوش) بدون به کارگیری قالب از مهمترین ویژگیهای معماری ساسانی است. در طبقه سوم در زوایای هشتگانه بنا، هشت مناره ایجاد شده است که به استثنای یک مناره در ضلع شمال شرقی و نیمی از مناره زاویه شمال غربی که بخشی از کاشیکاری آن باقی مانده، بقیه مناره ها فروریخته است. این مناره ها توخالی است و با پلکان چرخشی از بام تا سقف ایوان های طبقه سوم و نوک مناره راه پیدا می کند. تربت خانه در ضلع جنوبی گنبد واقع است که ارتفاع آن تا طبقه دوم گنبد ادامه دارد. درباره چگونگي استفاده از این قسمت بنا ، نظرهاي مختلف وجود دارد که در اينجا مجالي براي تشريح آن نيست. برخی از محققان ،سردابه را محل قبر پادشاه دانسته اند ، چرا که سلاطین ایلخانی به پیروی از اعتقادات و سنن ایل و تبار خویش، اجساد مردگان را در گورهای سردابه ای در زیرزمین دفن می کردند. هنرهای کاربردی در گنبد سلطانیه عبارتند از: کاشیکاری، کاشی خشتی، آجرکاری، تزیینات آجری قالبی- مشبک یا کنده کاری، تزیینات آجری مهری، تلفیق آجر و کاشی، گچبری، نقاشی، کتیبه، تزیینات چوبی و سنگتراشی
تخت جمشید:
تخت جمشید 40 کیلومتر از پارسه گرد، محل کاخ کوروش، فاصله دارد. پارسه گرد در شمال تخت جمشید در دشت مرغاب و نزدیک دره پرپیچ و خم رود سیوند است، که به رود كر می ریزد. در مسیری تقریباً شمالي- جنوبی، 5 کیلومتر دورتر از انتهای جنوبی دره رود سیوند، در میان جلگه مرودشت صخره عظیم و تنهایی وجود دارد که همان کوه رحمت است. این کوه در جهت شمال- شمال غربی و جنوب- جنوب شرقی قرار دارد. داریوش فرمان داد تا بر دامنه غربی آن رو به دشت عظیم، بنای تخت جمشید را بنیان نهند. همانطور که دشت مقابل بنا ـ مرودشت ـ و شهر کوچک نزدیک آن پارسه خوانده می شد. بنای تخت جمشید هیچ پیوندی با جمشید روایات حماسی ندارد. مردم اعصار، بعد از هخامنشیان شاید بدان سبب که به حفظ تاریخ واقعی خویش اهمیت نداده و آن را فراموش کرده بودند و به جای آن حماسه های عصر خویش را تاریخ می انگاشتند، جمشید را از میان شخصیت های حماسی عظیم ایرانی برگزیدند و وی را بانی این بنای شگفت آور و ویران برشمردند. زیرا او از دیگر شخصیتهای حماسی خویش برتر و بزرگتر بود. از این گذشته بنا به نظر پیوسته دقیق خانم دکتر مزداپور، جمشید دیوان را در اختیار داشته است و باور عموم بر آن بوده که فقط دیوان قادرند چنین شگفت بناهایی را برآورند. ضمناً در شاهنامه نیز دیوان برای جمشید کاخی می سازند. با کشف و قرائت سنگ نبشته های فارسی باستان و بعضی اطلاعات منابع دیگر، آشکار شده است که بنیانگذار تخت جمشيد داریوش اول هخامنشی است و او در حدود 512 ق.م دستور داده اين بنا را بسازند. طول صفه تخت جمشيد ، رو به دشت غربی حدود 457 متر وپهنای آن در شمال و جنوب ، یک سوم کمتر از درازای آن است. سنگ های صفه را با ظرافت تراش داده و بدون ملات با دم چلچله هایی از سرب یا آهن آنها را به یکدیگر چسبانده اند. تنها راه ورود به صفه و کاخ های تخت جمشید از جبهه غربی است. در آنجا نزدیک به ضلع شمالی صفه و در دل بدنه دو رشته پلکان پاگرد روبروی هم قرار دارند. دیوار کوتاه کنگره داری سمت بیرونی پلکان ها را می پوشاند. عرض این پله ها 7 متر و بلندی هر پله از دیگری فقط 10 سانتیمتر است. تعداد پله ها درهر طرف به 111می رسد. سایر اجزای این بنای باشکوه عبارت است از: کاخ آپادانا، کاخ مرکزی، کاخ هدیش، کاخ تچر و تالارصدستون که توضیح آنها در این بحث نمی گنجد.
پاسارگاد:
پاسارگاد بین دره های مهم استان فارس، دشت فسا در جنوبغربی، پسترین آنها با ارتفاع 1400 متر است. مرودشت- گستره تخت جمشید- در نزدیکی مرکز استان 1770 متر ارتفاع دارد و پاسارگاد واقع در 53 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 12 دقیقه عرض شمالی ارتفاعی برابر 1900 متر دارد. بطور خلاصه کوروش براي ارتباط با بقيه سرزمين هاي پارس یکی از مرتفعترین و شمالی ترین دره های زادگاه خود را به عنوان پایتخت انتخاب کرد. راه امروزی پاسارگاد از جاده اصلی اصفهان- شیراز منشعب مي شود ،به آرامگاه کوروش می پيوند. بین آرامگاه و محوطه کاخها 1 کیلومتر به سمت شمالشرقی فاصله است. سه ساختار مجلل موجود در این محوطه- دروازه R ، کاخ S ، و کاخ p با فاصله ای حدود 200 متر یا کمی بیشتر از یکدیگر قرار گرفته اند و اعتقاد به تصادفی بودن نحوه پراکندگی آنها و سایر واحدها در یک منطقه وسیع ، این توهم را در بین متخصصان ايجاد كرده که کل نقشه نشان دهنده تشکیلات پراکنده یک اردوگاه قبیله ای است. اولین کاخ، کاخ S هرتسفلد که اغلب کاخ بار عام نامیده می شود هنوز با تنها ستون سنگی افراشته خود با ارتفاعی بیش از 13 متر قابل تشخیص است. پشت کاخ S معبری باستانی قرار دارد كه به كاخ p منتهي مي شود. کاخ p قبل از کاوشهای باستان شناسی به خاطر تنها جرز باقی مانده آن به کتیبه سه زبانه میخی منقور به خوبی شناخته شده بود. باز هم به سمت شمال، جاده جدید از کنار برجی می گذرد که زندان نام دارد و به طرف تختگاه بزرگی از سنگ، که ارگی از دوره هخامنشی بوده ادامه پیدا می کند. این بنا مدتها با عنوان "تخت مادر سلیمان" شناخته می شد. بالاخره زمین مرتفعی که این ارگ بزرگ بر روی آن قرار گرفته با برآمدگیی ارتباط دارد که محدوده مقدس و سکوهای دوگانه آن را از بقیه این محوطه باستانی گسترده جدا می کند.
آرامگاه کوروش از تمام بناهای بزرگ دیگر محوطه جدا است و بر نیمه جنوبی دشت مرغاب تسلط دارد. این بنا در طرح خود دارای دو عامل مشخص است : یک کرسی بلند متشکل از 6 ردیف سکوی پله پله و یک جایگاه تدفین خرپشته ای ساده . آرامگاه احتمالاً در حالت اصلی خود 10/11 متر ارتفاع داشته است. بلافاصله پس از درگاه یک دالان کوچک بداخل آرامگاه راه دارد. بعد از دالان ورودی ، جایگاه تدفین شامل یک اتاق ساده است که دیوارهای آن جز یک مورد ابزار محدب در زیر سقف با سنگهای هموار و تخت ساخته شده است. بر روی اتاق تدفین و در زیر پوشش خرپشته ای یک فضای خالی وجود دارد که تقریباً تمامی فشار وارد بر مرکز دهانه سقف را برطرف می کند.
میدان نقش جهان:
میدان نقش جهان : درباره محل این میدان و بانی آن اختلاف وجود دارد. برخی می گفتند این میدان در زمانی پیش از صفویه بناء شده و محل آن در جای باغ چهلستون فعلی بوده است، ولی آنچه مشهور است اینکه میدان نقش جهان همان میدان امام خميني کنونی است که میان مسجد امام و سردر قیصریه بصورت مستطیل قرار دارد. این میدان 12 مدخل بزرگ و چند راهرو کوچک داشته و ابتدای بنای آن از 1011 هجری بوده و از زمان شاه عباس تغییراتی در وضع این میدان داده شده و از آن به بعد بنام میدان شاه معروف شده است. در سال 1311 شمسی حوضی در میدان ساخته شد و در 1353 ه. ق آن را راه اندازي كردند. از آثار موجود در این میدان عمارت عالی قاپو، مسجد شاه، تالار طویله، مسجدشیخ لطف ا... و سردر قیصریه را ميتوان نام برد.
ارگ بم:
بم بزرگترین مجموعه خشتی جهان است که 200000 متر مربع (20 هکتار) مساحت دارد، تا حدود 200 سال پیش محل سکونت و مآمن مردم بم بوده است. واژه ارگ عبارتست از قلعه کوچکی در قلعه بزرگ. ارگ دارای حصاری محکم به طول 1810 متر و ارتفاعی بین 15 تا 18 متر است و 38 برج دیده بانی بر روی آن به چشم می خورد. دورتادور ارگ را خندقی عمیق و عریض احاطه نموده که در هنگام دفاع برای مشکل نمودن عبور متجاوزان پر از آب می شده است. ارگ بم از دو بخش اصلی حاکم نشین و عامه نشین تشکیل شده است، بخش حکومتی شامل اصطبل، قورخانه و کهن دژ می باشد، اجزای تشکیل دهنده بخش مردم نشین آن عبارتند از: 528 خانه مسکونی، بازار اصلی، تکیه مسجد جامع، مدرسه میرزا نعیم، زورخانه، عمارت ملک التجار، کاروانسرا، عمارت اعیانی، حمام عمومی، ساباط (آسایشگاه و استراحتگاه) جهودا. اگرچه ،قدمت این بنای کهن را قریب 2200 سال ذکر کرده اند اما باز هم به درستی نمي توان زمان احداث و برپایی بزرگترین مجموعه خشتی جهان را ذکر کرد. اما افسوس که در سپیده دم 5 دیماه 1382 قلب تپنده تاریخ به همراه ده ها هزار انسان آرزومندی که گرمای اشتیاقشان را به خاک سرد گور سپردند از حرکت باز ایستاد و داغ غمی جانکاه بر سینه همه فرهنگ دوستان این دیار و صاحبان فرهنگ و هنر جهان نقش شد.
تخت سلیمان:
تخت سلیمان: آتشکده ساسانی آذرگشنسب تخت سلیمان وسیع ترین تآسیسات ساسانی است که تاکنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است و یکی از بزرگ ترین نمادهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی اواخر دوره ساسانی در قرن 6 میلادی به شمار می آید. تخت سلیمان كه مكاني مقدس مربوط به قرن هشتم ميلادي است در 3 کیلومتری زندان سلیمان قرار دارد. تخت سليمان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه در یک دره سرسبز در ارتفاع 3000 متری دامنه جنوب کوه های بالکاش واقع شده که قله 3200 متری کوه بلقیس در آن قد علم کرده است. تخت سلیمان روی صفه ای از رسوبات آهکی، دریاچه ای به عمق بیشتر از 60 متر دارد که چشمه جوشان آن در بلندترین نقطه دره سرسبز را حاصلخیز می کند. تخت در جهت شمالی- جنوبی 380 متر و در جهت شرقی- غربی 300 متر گسترش دارد. این محدوده با حصاری محصور است که و از سال 1959 حفریاتی در آن صورت می گیرد.این حفریات باعث شد ،محوطه مسکونی دوره هخامنشی و استحکامات دوره ساسانی و آتشکده ها مشخص شود. دوره میانه این محوطه به قرون 10 تا 12 میلادی می رسد. با انقراض حکومت ساسانی در نیمه دوم قرن هفتم میلادی ،آتشکده سریعاً اهمیت خود را از دست داد. به نظر نمی رسد که بناهای با اهمیتی در این دوره بوجود آمده باشد، ولی سرامیکهای مربوط به دوره خلفای عباسی و آل بویه یک اسکان متناوب را نشان می دهند. كيلو متري زندان سليمان قرار دارد. ایلخان آباقا که مقرش مراغه بود برای بنای کاخ شکار و در عین حال اقامتگاه تابستانی اش که حدود 1270 میلادی شروع شد از دیوارهای محفوظ مانده آتشکده استفاده کرد. جالب توجه است که طرح اصلی آتشکده برای تآسیسات کاخ شکار بیش از حد دارای اعتبار بوده است و در واقع میتوان گفت که تآسیسات کلی جایگاه مقدس در تآسیسات کاخ منعکس است.
چغازنبیل:
چغازنبیل: اونتاش گال شاه ايلام حدود اواسط قرن 13 ق.م پشته وسیعی را انتخاب كرده و در آن مكاني مذهبي ساخت كه به درو- اونتاش معروف شد. این مكان در حال حاضر همان زیگورات چغازنبيل است كه زواياي آن به سوي جهات اربعه است و طول هر ضلع آن 20/120 متر است.رمن گير شمن ـ باستان شناس معروف فرانسوي مي گويد: برای تعیین ارتفاع آن نسبت به کف صحن ها عدد 100 را برای مرتفع ترین نقطه تثبیت کردیم. بدین ترتیب با کم کردن ارتفاع سطوح صحن ها از این رقم به ارتفاع امروزی برج می رسیم که 35/24 متر در بالای صحن شمال شرقی و 95/24 متر در بالای صحن جنوب غربی است که همان دروازه غربی حصار می باشد. این زیگورات تماماً با خشت خام ساخته شده و به فاصله هر ده رج آجر یک رج آجرکتیبه دار چيده شده است. نوشته های روی این آجرها نشان می دهند که این زیگورات را اونتاش به رب النوع این شوشیناک تقديم کرده است. تعداد این آجرها که هنوز هم در نمای آجری و در محل اصلی خود پیدا شده اند به 659 عدد می رسد.
بیستون:
بيستون در مسير جاده همدان و كرمانشاه در 30 كيلومتري شمالشرقي شهر كرمانشاه قرار دارد. داریوش ( 486-522 ق.م.) که سلطنت را غصب کرده بود با مهارت واستعدادی که داشت سعی کرد تا ادعاهای خود بر تاج و تخت را توجیه کند. این تلاش ها در سنگ نوشته های بیستون و متن سه زبانه آن (پارسی باستان، ایلامی و اکدی با لهجه بابلی نو) متجلی شده است. برای نوشتن متن پارسی باستان کتیبه 38 علامت میخی ابداع شد و گزارش کارها و تصفیه حسابهای پادشاه بزرگ در بالای صخره کنده کاری شده تا محفوظ و دور از دسترس بماند. در اينجا نقش برجسته اي وجود دارد. این نقش برجسته ،داریوش را در حالتي نشان مي دهد كه پا بر سر گئومات، دشمن اصلیش گذاشته است. إنُه پادشاه اسیرو یاغیانی که داریوش بر آنها پیروز شده در جلوی او به ردیف ایستاده اند و نام هر یک در کنار، زیر و بالا و گاهی روی خود تصویر کنده کاری شده است. به تصویر کشیدن اسیران جنگی از یک سو مشابه نقش برجسته های دیواری آشوری سده های 9-7 ق.م. است و از سوی دیگر به دلیل تآثیر سبک سومری و نام های حک شده اسیران ، تفاوتهایی با هنر آشور دارد. تنها اثري كه در اين محل مي توان به يقين به دوران سلوكي در ايران نسبت داد تنديس هركول بيستون است. احتمالاٌ هركول در اينجا با يكي از خدايان محلي ( احتمالاٌ بهرام) يكسان تلقي شده است. اين نقش برجسته نشان مي دهد كه پهلوان برهنه بر روي پوست خود نشسته است. او كاسهاي در دست چپ نگه داشته، يعني درحال نوشيدن است و ياداور نقش هايي است كه اغلب بر روي گلدانهاي آتني اواخر سده 6 تا ميانه سده 5 ق.م. و در تصاوير هلني و رومي ديده مي شود. رانها بر روي پاشنه پاها قرار گرفتهاند، تيردان از درختي پشت او آويخته است، همان گونه كه او در يك نقش برجسته از الئوسيس، در محلي دور از آتن به تصوير درآمده است. پشت سر هركول يك سنگ نوشته ديده مي شود كه سايباني سنگي بر روي آن قرار گرفته است.