
گیلان - بهشت گمشده
انتخاب عکس : محمد صادق ناظمی
تولد ايران:
از تركيب اقوام آريايي و اقوام كهني كه پيش از آرياييها در فلات ايران ساكن بودند ملتي بهوجود آمد كه در طول هزاران سال ، فرهنگ و مدنيتي شاخص ، سلسلهاي از امپراتوريهاي بزرگ و تمدني تأثيرگذار را در جهان كهن به وجود آوردند . اين ملت با بهرهگيري از ميراث تمدنهاي كهنتر از خود نظير بابل ، اورارتو ، آشور و ايلام ، كشوري بزرگ را بنيان افكند .اوج شكوفايي اين تمدن در روزگار هخامنشيان بود . در اين زمان ، گستردهترين حكومتي كه تا آن روزگار ، جهان به خود ديده بود بنيان گذاشته شد . كشوري قدرتمند با سيستمهاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مدون و فرامليتي كه بعدها الگويي براي بازماندگان اسكندر و روميان شد و جامعهي انساني را از عصر حكومتهاي محلي كوچك به دوران پرشكوه جوامع چندمليتي هدايت كرد. گستردگي قلمرو و تنوع اعجابآور اقوامي كه زير پرچم هخامنشيان ميزيستند ، از يك سو موجب اختراع شيوههاي نويني در ارتباطات ، ديوانسالاري و مبادلات اقتصادي شد و از ديگر سو نگاه انسان را به معناي فرهنگ و باورهاي ديني و قومي دگرگون ساخت . چنين بود كه ايرانيان براي نخستين بار منشور حقوق بشر را در دو هزاروپانصد سال پيش به فرمان كوروش تدوين كردند و نشان دادند كه چگونه ميشود در برابر هر انديشه ، باور و فرهنگي بردباري و رواداري داشت . قوانين مدني و قضايي ايران نيز در اين دوران ، چنين نگاه باز و منعطفي را به خوبي آشكار ميسازد . قوانيني كه ضمن پيروي از سياستهاي كلي حكومت هخامنشيان ، امكان آزاديهاي فردي ، قومي و آييني را براي تمامي اقوام امپراتوري محترم ميشمرد. تاريخدانان ، بسياري از تحولات بزرگ بشري را به ايرانيان نسبت دادهاند . «ريچارد فراي » شرقشناس وايرانشناس برجسته آمريكايي ، رواج گسترده مبادلات بر مبنای پول و سکه رابه داریوش هخامنشی نسبت می دهد ، چرا که تا قبل از آن ،اگرچه پول وجود داشته اما عمدة مبادلات به صورت جنس به جنس بوده است . اين پژوهشگر معتقد است كه قوانين و ساختار منظم حكومتي ايران باستان چنان دقيق و هوشمندانه بوده است كه حتي فيلسوفاني يوناني ، بارها بدان اشاره ميكردند و روشهاي تربيتي و ساختارهاي اجتماعي ايرانيان را ميستودند . بنابر پژوهشهاي انجام شده قانون و حقوق رومي كه بنياني براي تمدن نوين غرب به شمار ميرود ، به نوعي برگرفته از قوانين ايرانيان درعصر هخامنشيان بوده است . عصر باستان به پايان رسيد و دوران تازهاي در تاريخ ايران آغاز شد ، نور الهام بخش اسلام بر ايران تابيدن گرفت ، آموزههاي اسلامي با فرهنگ ايراني در آميخت و تمدن تازه اما نيرومندي از دل آن برخاست . در اين عصر نوين هرچند ديگر از آن امپراتوريهاي مقتدر ايراني خبري نبود ، اما ايرانيان در سايه اسلام گنجينهي عظيمي از دانش ، فنآوري ، هنر و معرفت را براي جهانيان فراهم آورند ، كه گسترش و بازتاب آن در غرب ، زمينههاي رنسانس و آغاز عصر خردورزي را باعث شد. دورهي اسلامي در ايران يكي از درخشانترين فصول تاريخ جهان است . اين فصل از تاريخ ايران را فوجي از شاعران و سخنوران جهاني ، فلاسفه ، حكيمان و دانشمندان بزرگ پربار كردهاند . پيچيدگي و عظمت اين عصر را ميتوان در معماري اسلامي ايران مشاهده كرد . آنجا كه آميزهاي از شكوه گنبد و منارههاي بلند و دريايي از ظرافتهاي خطاطي و اسليمي در كاشيكاري ، آجرتراشي و گچبريهاي مساجد متجلي شده است.
ايران سرزمين خرد:
ابنخلدون دانشمند بزرگ اسلامي كه ساكن شمال آفريقا و حدود مغرب و اندلس بوده است ، نكتهي مهمي را دربارهي مدنيت و جوهر قدرت ايرانيان بيان ميكند او در تقسيمبندي حكومتها و تمدنها در جهان ، برترين و ماندگارترين دسته را حكومتهاي عقلگرا مينامند . او به عنوان نمونه ، از ايرانيان نام ميبرد . جالب آن است كه خاستگاه ابنخلدون ، تا پيش از اسلام در سيطرهي حاكميت روم بوده است و اين دانشمند با فرهنگ و تمدن رومي به خوبي آشنا است . با اين حال نمونهاي از حاكميت خرد و عقل در جامعه را ايران ميداند .
ايران و زبان پارسي:
زبان پارسي يكي از كهنترين زبانهاي زندهي دنيا است كه ريشههاي آن تا دورترين اعصار تاريخ مدنيت انساني امتداد يافته است . اين زبان بستر شكوفايي برخي از بزرگترين تمدنهاي باستاني بوده و در پي هجوم سهمگين بيگانگان ، زبانهاي گوناگوني را در دل خود حل كرده است . بسياري از شاهكارهاي جاودانهي ادبي با آن نوشته شده اند و تا قرنها فراگيرترين زبان بينالمللي مشرق زمين بوده و دامنههاي نفوذش از مركز اروپا تا باختر دور بوده است . شاهد اين مدعا نسخ متعددي از شاهكارهاي ادبي پارسي است كه از خاور دور تا قلب اروپا برجاي مانده است.
اطلاعات بيشتر از ايران:
هر كجا كه مسافري بر خاك ايران پاي گذارد نشاني، ردي از آنچه ما به آن مي باليم، به چشم خواهد ديد. بناهاي شكوهمند، هنرهاي ظريفه و طبيعت چشم نواز همة آنچه هستند كه تاريخ نگاران، سياحان و هنرمندان در آثار خود بدان پرداختهاند. مجال پرداختن به همه ي اين آثار در اين فرصت كوتاه وجود ندارد،اما افتخار است ،اما از ميان هزاران هزاراثر تاريخي ايران، به 8 اثرآن خواهيم پرداخت، كه عبارتند از: چغازنبيل، تخت جمشيد، پاسارگاد، بيستون، تخت سليمان، ارگ بم، گنبد سلطانيه وميدان نقش جهان. علت انتخاب اين آثار بدان جهت است كه اين آثار در ليست ميراث جهاني يونسكو قرار دارند. يونسكو ( UNESCO ) سازماني آموزشي، علمي و فرهنگي ( United Nations Educational Scientific & Cultural ) وابسته به سازمان ملل متحد بوده كه در سال 1945 تشكيل شده و 191 كشور عضو و مقر آن در پاريس است. ميراث جهاني يونسكو(World Heritage Site ) نيز عهدنامهاي بينالمللي است كه در تاريخ 16 نوامبر 1972 به تصويب كنفرانس عمومي يونسكو رسيده است. موضوع آن حفظ آثار تاريخي، طبيعي و فرهنگي بشراست كه اهميت جهاني دارد و به همه انسان هاي روي زمين، بدون در نظر گرفتن نژاد، مذهب و مرزي خاص تعلق دارند. تا سال 2007 ميلادي، تعداد 851 مكان از 142 منطقة جغرافيايي در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده كه، از اين تعداد 660 مكان- فرهنگي، 166 مكان- طبيعي و 25 مكان- مختلط ( فرهنگي و طبيعي ) ميباشند. اين اماكن در 5 منطقة جغرافيايي قرار دارد: آفريقا، منطقه عربي ( شمال آفريقا و خاورميانه )، آسيا- اقيانوس آرام ( آسيا، استراليا و اقيانوسيه )،اروپا و آمريكاي شمالي ( آمريكا و كانادا ) و آمريكاي لاتين وحوزه كاراييب . معیارهاي انتخاب يك اثر براي ثبت در ميراث جهاني يونسكو: 1- اثرمورد نظر دستاورد یا شاهکار هنری منحصر به فرد، باشد که از نبوغ انسان نشآت گرفته است. 2- اثرمورد نظر نمایانگر تبادل ارزش های انسانی در محدوده زمانی و نیز یک حیطه فرهنگی خاص باشد ،بطوریکه این تبادل در راستای پیشرفت معماری ، بناهای یادمانی، برنامه ریزی شهری و طراحی مناظر اطراف باشد. 3- اثر مورد نظر شاهدی بی نظیر و یا حداقل استثنایی یک سنت فرهنگی خاص و یا تمدن از میان رفته باشد. 4- اثر مورد نظر نمونه برجسته یک بنا یا مجموعه ابنیه ای باشد که نمایانگر تحول در تاریخ بشر باشد. 5- اثر مورد نظر نمونه برجسته از یک سکونت گاه زیستی و یا تغییر کاربری که انسان در زمین و دریا ایجاد کرده بوده است، باشد. این اثر همچنین باید معرف یک یا چند فرهنگ در این زمینه و یا تعامل موجود بین انسان و محیط زیست او باشد. 6- اثر مورد نظر با رویدادها، سنن زنده، افکار و اعقاید ، وهمچنين با آثار هنری و ادبی واجد ارزش جهانی منحصربه فرد، به گونه ای ملموس و بی واسطه مرتبط باشد. 7- اثر مورد نظر یک پدیده طبیعی یا تلفیقی از طبیعت و هنر باشد. 8- اثر مورد نظر نشان دهنده مراحل تاریخی کره زمین و روند حیات، فرایندهای موجود درحال پیشرفت و شکل گیری زمین باشد. 9- اثر مورد نظر نمونه برجسته ای از فرآیندهای در حال پیشرفت زیست شناسی و بوم شناسی براي تکامل زمین، آبها و اکوسیستم شامل حیوانات و گیاهان باشد. 10- اثر مورد نظر به محلی ، علمي و حفاظتي امن و طبیعی برای حفاظت از تنوع بیولوژیکی براي آن دسته از جانوران منحصر به فرد که در حال انقراض اند باشد به لحاظ علمی و حفاظتی باشد. و اما هشت اثر ايراني ثبت شده در ميراث جهاني
گنبد سلطانيه:
بخش سلطانيه با وسعتي حدود 156 هكتار در ناحيه مركزي متمايل به غرب استان زنجان بين 48 درجه و 48 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 36 دقيقه عرض شمالي جغرافيايي با ارتفاع 1880 متر از سطح دريا در 39 كيلومتري جنوب شرقي شهر زنجان قرار گرفته است. سلطانيه تا چند دهه اخير ده كوچك وكم اعتباري به شمار مي رفت، اكنون با چند خيابان آسفالته و ساختمانهاي نوساز در حال گسترش است و اعتبار خود را در اشتهار گنبد سلطانيه جستجو مي كند. در زمان اولجايتوـ ايلخان مغول ـ فعاليتها و اقدامات عمراني و آباداني دامنه وسيعتري يافت و شخص اولجايتو برلي بر آورده كردن آرزوي برادرش ـ غازان خان ـ اساس پايتختي سلطانيه را پي ريزي كرد....
ادامــه مـطـلـب
پرچم ایران قبل ازانقلاب پرچم ایران بعد ازانقلاب
پيشينه:
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.
فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.
محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.
به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".
با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.
نخستين تصوير بر روي پرچم ايران:
در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).
افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير:
در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.
پرچم در دوران صفويان:
در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.
پرچم در عهد نادرشاه افشار:
نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد....
ادامــه مـطـلـب
آثار باستانی تبریز
کاوشهای اخیر باستانشناسی در محوطهٔ مسجد کبود وجود تمدن و فرهنگ بیش از ۴٬۵۰۰ ساله را در این شهر به اثبات رسانده و در صورت کشف محل دژ (تاروئی تارماکیس) در محدودهٔ فعلی شهر تبریز بر اهمیت تاریخی آن افزوده خواهد شد.
براساس نوشتههای مورخان و جهانگردان در سدههای بعد از اسلام، تبریز نه تنها از شهرهای مهم و معتبر آذربایجان، بلکه از شهرهای مهم کشور نیز بودهاست. عبور جاده ابریشم از نزدیکی آن موجب شکوفایی اقتصادی و فرهنگی گردیده و ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجبات تغییر و تحول فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم مردم این سرزمین گردیده و مقدمات ایجاد بسیاری از علوم، مکاتب، موسسات و نهادهای مدنی برای اولینبار در کشور را به ارمغان آوردهاست و نام شهر تبریز را بهعنوان «شهر اولینها» در کشور بلند کردهاست. اولین مدرسه، اولین کتابخانه، اولین بیمارستان، اولین نشریه، اولین تئاتر، اولین بلدیه و... در این شهر بودهاست.
آثار باستانی و تاریخی متعدد نظیر ربع رشیدی، ارگ تبریز، مسجد کبود، بازار تبریز، کاخ شهرداری تبریز، ایلگلی، مقبرةالشعرا و ... در تبریز قرار گفتهاند.
|
|
ارگ تبریز
این بنای تاریخی که بازماندهٔ مسجد معروف علیشاه -وزیر محمد خدابنده- و ابوسعید بهادرخان است در بین سالهای ۷۲۴-۷۱۶ هجری ساخته شدهاست. گفته میشود در قسمت جنوبی دارای طاقی بزرگ بوده که بهعلت عجله در ساختن و عدم رعایت اصول معماری در همان ابتدا فرو ریختهاست. ابن بطوطه جهانگرد مراکشی در بازدید از این بنا نوشته که صحن آن با سنگهای مرمر فرش گردیده و دیوارها نیز با کاشیهای بسیار زیبا پوشانده شدهبود و جوی آبی در وسط آن جاری بودهاست. حمدالله مستوفی ایوان آن را بزرگتر از از ایوان مداین دانسته و از سنگهای مرمر آن به نیکی یاد کردهاست. یکی از تجار ونیزی که در سال ۸۸۶ هجری از این مسجد دیدن کرده آن را بهحدی زیبا یافته که گفته: «زبان از تعریف آن عاجز است». این بنای تاریخی که نمونهای از معماری ایلخانی و مجموعهای زیبا از هنر گچبری، کاشیکاری و هنرهای تزیینی سنگی بود، بهمرور زمان و خصوصاً در دورهٔ قاجار روبهویرانی نهاد و تدیل به انبار غله و پادگان نظامی گردید و در انقلاب مشروطیت صدمات فراوانی را بهخود دید.
ایلگلی
این تفرجگاه از بناهای تاریخی شهر تبریز بوده و در ۷ کیلومتری این شهر واقع گردیدهاست. «قهرمان میرزا» پسر هفتم عباس میرزا در دوران حکمرانی خود در تبریز آن را تملک کرده و عمارت دوطبقهای در وسط استخر ایجاد نمود؛ سپس تپهها و مزارع اطراف آن را به مجموعهٔ فوق ملحق ساخته و مجموعهای از جویها و آبشارها مهیا ساخت که در نوع خود بسیار زیبا بود. ولی با درگذشت وی فرزندانش به تصور بدیمنبودن بنای فوق آن را رها کردند. از آن تاریخ تا سال ۱۳۰۹ خورشیدی که شهرداری تبریز اقدام به تعمیر و تبدیل آن بهعنوان گردشگاه عمومی کرد، بهصورت استخر ذخیرهٔ آب مزارع و فضای سبز شهر درآمدهبود. رطوبت ناشی از نفوذ آب به پایههای بنای وسط استخر، شهرداری را مجبور ساخت که چندینبار آن را بازسازی نماید.
باغ دوکمال
باغ دو کمال در محلهٔ بیلانکوه (ولیانکی) و در محدودهٔ خیابان آبرسانی تبریز واقع گردیدهاست. علت نامگذاری این مکان به باغ دوکمال وجود آرامگاه دوتن از مشاهیر ایرانی یعنی کمالالدین بهزاد -نقاش- و «کمالالدین مسعود خجندی» -شاعر- میباشد.
کمالالدین بهزاد از نامداران هنر نقاشی سبک مینیاتور ایرانی در شهر هرات به دنیا آمد و در زمان فتح آن شهر بهدست شاه اسماعیل صفوی به تبریز آمده و ریاست کتابخانهٔ سلطنتی صوفیه را در این شهر برعهده گرفت. وی سرانجام در سال ۹۴۲ هجری در گذشت.
«کمالالدین مسعود خجندی» در شهر خجند تاجیکستان بهدنیا آمد. وی بعدها بهدلیل علاقه به طبیعت و فرهنگ شهر تبریز به این شهر آمد و در آنجا اقامت نمود. کمالالدین مسعود خجندی سرانجام در سال ۷۹۳ هجری وفات یافت....
ادامــه مـطـلـب
گردشگری، آثار باستانی، جاذبههای دیدنی استانهای ایران
آذربایجان شرقی

وجود كوهستان هاي زيبا و سر به فلك كشيده، رودخانه هاي خروشان و آبشارهاي فرح بخش، باغ هاي پرميوه و ييلاق هاي سرسبزش، درياچه هاي پرموج و تفرج گاه هاي روح پرور، استخرها، آسياب ها و روستاهاي دل انگيز، همه و همه استان آذربایجان شرقی را به يكي از زيباترين مناطق ایران و یکی از بهترین مناطق برای گردشگری به خصوص در فصول گرم تبديل كرده است.
شهرهای استان آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی
استان آذربايجان غربي با وسعت 43660 کيلومتر مربع در شمال غرب کشور ايران قرار دارد و از جمله کهن ترين استان هاي ايران مي باشد. مرکز این استان شهر اروميه است و شهرهاي تابعه اين استان: خوي، ماکو، سلماس، سردشت، مهاباد، مياندوآب، نقده، پيرانشهر، اشنویه، بوکان، تکاب، شاهین دژ و سیه چشمه (چالدران) می باشد.
اردبیل

استان
اردبیل در شمال غربی فلات ایران، با بیش از 18 هزار و 50 کیلومتر مربع،
یک درصد مساحت کل کشور را تشکیل می دهد. این استان از شمال به رود ارس،
دشت مغان و بالهارود در جمهوری آذربایجان، از شرق به رشته کوه های طالش و
بغرو در استان گیلان،
از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه های به هم پیوسته استان زنجان و از
غرب به استان
آذربایجان شرقی محدود است.
اصفهان

استان
اصفهان با مساحتی حدود ۱۰۵۹۳۷ کیلومتر مربع در مرکز ایران واقع شده و
از شمال به استانهای مرکزی، قم و سمنان، از جنوب به
استانهای فارس و کهکیلویه و
بویراحمد، از غرب به استانهای لرستان و چهارمحال بختیاری
و از شرق به استان های یزد
و خراسان
محدود است. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری، اصفهان دارای 17 شهرستان، 60 شهر،
37 بخش و 116 دهستان و مركز آن شهر اصفهان
است.
شهرهای استان اصفهان
ادامــه مـطـلـب
فهرست مراکز استانهای ایران
کشور ایران از ۳۰ استان تشکیل یافتهاست. فهرست استانها به همراه مراکزشان، براساس جمعیت مراکز در سال ۱۳۸۵ خورشیدی در جدول زیر آمدهاست:
| ردیف | نام شهر | استان | جمعیت |
|---|---|---|---|
| ۱ | تهران | تهران | ۷٬۷۰۵٬۰۳۶ |
| ۲ | مشهد | خراسان رضوی | ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ |
| ۳ | اصفهان | اصفهان | ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ |
| ۴ | تبریز | آذربایجان شرقی | ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ |
| ۵ | شیراز | فارس | ۱٬۲۱۴٬۸۰۸ |
| ۶ | اهواز | خوزستان | ۹۶۹٬۸۴۳ |
| ۷ | قم | قم | ۹۵۱٬۹۱۸ |
| ۸ | کرمانشاه | کرمانشاه | ۷۸۴٬۶۰۲ |
| ۹ | ارومیه | آذربایجان غربی | ۵۷۷٬۳۰۷ |
| ۱۰ | زاهدان | سیستان و بلوچستان | ۵۵۲٬۷۰۶ |
| ۱۱ | رشت | گیلان | ۵۵۱٬۱۶۱ |
| ۱۲ | کرمان | کرمان | ۴۹۶٬۶۸۴ |
| ۱۳ | همدان | همدان | ۴۷۳٬۱۴۹ |
| ۱۴ | اراک | مرکزی | ۴۳۸٬۳۳۸ |
| ۱۵ | یزد | یزد | ۴۲۳٬۰۰۶ |
| ۱۶ | اردبیل | اردبیل | ۴۱۲٬۶۶۹ |
| ۱۷ | بندر عباس | هرمزگان | ۳۶۷٬۵۰۸ |
| ۱۸ | قزوین | قزوین | ۳۴۹٬۸۲۱ |
| ۱۹ | زنجان | زنجان | ۳۴۱٬۸۰۱ |
| ۲۰ | خرمآباد | لرستان | ۳۲۸٬۵۴۴ |
| ۲۱ | سنندج | کردستان | ۳۱۱٬۴۴۶ |
| ۲۲ | گرگان | گلستان | ۲۶۹٬۲۲۶ |
| ۲۳ | ساری | مازندران | ۲۵۹٬۰۸۴ |
| ۲۴ | بجنورد | خراسان شمالی | ۱۷۲٬۷۷۲ |
| ۲۵ | بندر بوشهر | بوشهر | ۱۶۱٬۶۷۴ |
| ۲۶ | بیرجند | خراسان جنوبی | ۱۵۷٬۸۴۸ |
| ۲۷ | ایلام | ایلام | ۱۵۵٬۲۸۹ |
| ۲۸ | شهرکرد | چهارمحال و بختیاری | ۱۲۶٬۷۴۶ |
| ۲۹ | سمنان | سمنان | ۱۲۴٬۹۹۹ |
| ۳۰ | یاسوج | کهگیلویه و بویراحمد | ۹۶٬۷۸۶ |
استانهای ایران عبارتند از: استان آذربایجان، اردبیل، اصفهان، ایلام، تهران، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، خراسان مرکزی، خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، سیستان و بلوچستان، قزوین، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان، یزد، بوشهر و چهارمحال و بختیاری
استان آذربایجان شرقی
آذربايجان
شرقي دارای وسعتی برابر ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع و مرکز آن شهر تبریز است. رود
ارس حدود شمالي آن را با جمهوري هاي آذربايجان، ارمنستان و ايالت خود
مختار نخجوان مشخص مي كند. سیمای طبیعی آذربایجان شرقی، از واحدهای
کوهستانی و درهها و جلگههای میان آنها تشكيل یافتهاست. شمالیترین و
بزرگترین این واحدها رشتهکوه قراداغ یا ارسباران میباشد. سهند با ۳۷۰۷
متر ارتفاع، يكي دیگر از واحدهای کوهستانی آذربایجان شرقی و تودهٔ
آتشفشانی عظیمی است که قلل زیبای آن، مناظر جنوبی کلانشهر تبریز را
بهوجود میآورند. رشتهکوه اربط یا تخت سلیمان نیز جنوبیترین عارضهٔ
توپوگرافیک استان میباشد که از دامنههای جنوبی سهند شروع شده و به سمت
جنوب کشیده شده است.
تنوع شرایط اقلیمی و آب و هوا در مناطق مختلف
آذربایجان شرقی، مشخصهٔ بارز وضعیت طبیعی آن است. استان از لحاظ اقلیمی تحت
تأثیر آب و هوای مدیترانهای قرار دارد، بهطوری که قسمت عمدهای از آن را
اقلیم «نیمه خشک سرد»، مناطقی از آن را اقلیم «نیمه مرطوب سرد» و قسمت
دیگر را اقلیم «نیمه خشک معتدل» تحت تأثیر خود قرار دادهاست. جمعیت استان
آذربایجان شرقی، بر اساس آمار آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در
سال ۱۳۸۵ خورشیدی، برابر با ۳٬۶۰۳٬۴۵۶ نفر است. اکثر مردم استان،
آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی تکلم میکنند. همچنین اکثریت
مردم آذربایجان شرقی را مسلمانان شیعه تشکیل میدهند. البته شمار قلیلی نیز
از پیروان مذهب علوی یا اهل حق هستند.
استان آذربايجان غربي
استان
آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود 43660 كيلومتر مربع مساحت
دارد و مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است. آذربايجان غربي يكي از مناطق
كوهستاني كشور است و توپوگرافي متنوع و گستردهاي دارد. بر اساس ساختار
طبيعي استان، اكوسيستمهاي ويژهاي از تركيب گياهان در سطوح مختلف پوشش
گياهي در اشكورهاي مختلف توپوگرافي به وجود آمده است كه اهم آنها به شكل
جنگلها و مراتع خودنمايي ميكنند. اين استان عمدتاً تحت تاثير جريان هواي
مرطوب اقيانوس اطلس و درياي مديترانه است، ولي در برخي از ماههاي زمستان،
توده هواي سردي از اطراف شمال، هواي مديترانهاي آن را متاثر كرده و موجب
كاهش قابل توجه دما ميشود.
برخی از مهمترین رودخانههای جاری در استان
عبارتند از: زرینه رود (جغاتو)، سیمینه رود (تاتائو)، مهاباد رود،
باراندوزچای، شهرچای، نازلوچای، زولاچای. جمعیت استان آذربایجان غربی طبق
سرشماری سال ۱۳۸۵ - ۲٫۸۷۳٫۴۵۹ نفر میباشد. اکثر ساکنان این استان به طور
عمده ترک آذری و کرد هستند. ولی اقلیت آشوری و ارامنه هم در استان مخصوصا
در ارومیه مرکز استان ساکن هستند.
استان اردبيل
استان
اردبیل یکی از استانهای ایران است که در شمال غربی این کشور واقع شده است.
مساحت این استان ۱۷۹۵۳ کیلومتر مربع و مرکز این استان شهر اردبیل است.
چهار شهرستان اين استان در طول 5/282 كيلومتر با جمهوري آذربايجان هم مرز
هستند. در 159 كيلومتر از اين مرز، رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. در
طول اين مرز، استان اردبيل با جمهوري آذربايجان از دو نقطه اصلاندوز و بيله
سوار ارتباط دارد. شهرستان اردبيل داراي چهار نوع آب وهواي مديترانه اي
گرم، مديترانه اي معتدل، كوهستاني سرد و معتدل است. شهرستان اردبيل يكي از
مناطق سردسير ايران است و بين پنج تا هشت ماه از سال سرد است. قلۀ سبلان با
ارتفاع 4880 متر در این استان قرار دارد.
جمعیت استان بر اساس سرشماری
سال ۱۳۸۵ برابر یک میلیون و ۲۲۸ هزار نفر میباشد. اکثر ساکنان استان
اردبیل را، آذریها تشکیل میدهند که بهزبان ترکی آذربایجانی تکلم
میکنند. البته در پارهای از نواحی شهرستان نمین در شرق استان، زبانهای
تاتی و تالشی نیز در بین مردم تکلم میشوند.
استان اصفهان
استان
اصفهان با مساحتي حدود 105937 كيلومتر مربع در مركز ايران و در جلگه سبز و
خرم زاينده رود و دامنه کوههاي زاگرس واقع شده است. ارتفاع متوسط آن از سطح
دریا 1500 متر و کوههای آن از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارد. ارتفاع
کوه صفه در جنوب شرق اصفهان به 2232 متر می رسد. کوه معروف به کرکس به
ارتفاع 3350 متر به خط مستقیم در 50 کیلومتری شمال اصفهان واقع شده که اغلب
پوشیده از برف است.
آب و هواي اصفهان معتدل و فصول چهار گانه آن منظم
است، شمال اصفهان تا 90 کيلومتري باز و بادهاي خنک شمالي از اين طريق مي
وزد. جنوب و مغرب اصفهان، کوهستاني و شمال و مشرق آن جلگه است به همين علت
داراي اختلاف هوا و بارندگي است. متوسط ميزان بارندگي در اصفهان حدود 100
تا 150 ميليمتر است.
مهمترين رودخانه اي که در مرکز فلات ايران جاري
است، زاينده رود نام دارد که از ارتفاعات زردکوه بختياري(کوهرنگ) سرچشمه
گرفته و پس از طي مسافتي در حدود 360 کيلومتر از مغرب به مشرق منطقه اصفهان
را آبياري مي کند و در 140 کيلومتري مشرق اصفهان در باتلاق گاو خوني فرو
مي رود. در آخرين سرشماري نفوس و مسکن کشور در سال 85 جمعيت استان اصفهان
حدود چهار ميليون و 560 هزار نفر اعلام شد. مردم استان اصفهان اکثراً از
مردم فارس هستند. ولی اقوام مختلف دیگری نیز در این استان ساکنند که به
ترتیب جمعیت عبارتند از: بختیاریها، لرها، ارمنیها، ترکها، گرجیها،
یهودیها، کولیها و عربها.
ادامــه مـطـلـب

